یا مهدی







آذر 1396
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  


جستجو




ماه ربیع الاول ...
آن روزها آزار مشرکان بلای جان مسلمانان شده بود. مسلمانان به دستور پیامبر (ص) گروه گروه مکه را به سمت یثرب ترک کردند. حالا دیگر کفار قریش تنها یک راه برای خاموش کردن دعوت پیامبر (ص) می شناختند. آنها تصمیم گرفتند از هر قبیله جوانی دلیر انتخاب و شبانه بر پیامبر (ص) حمله کنند و دسته‌جمعی او را در خانه‌اش به قتل برسانند. اما جبرئیل بر پیامبر (ص) نازل شد و او را از نقشه مشرکان آگاه ساخت. بنابراین پیامبر (ص) تصمیم گرفت قبل از آمدن مشرکان، خانه خود را به طرف یثرب ترک کند. در شب اول ماه ربیع الاول پیامبر (ص) برای آنکه مشرکان از هجرت او آگاه نشوند، به علی(ع) فرمود: «مشرکان می‌خواهند امشب مرا به قتل برسانند، آیا تو در بستر من می‌خوابی تا من به غار ثور بروم؟» امام علی(ع) گفت: «در این صورت شما سالم می‌مانید؟» پیامبر (ص) فرمود: «آری.» علی (ع) تبسمی کرد و سجدۀ شکر به جای آورد، وقتی که سر از سجده برداشت عرض کرد: «آنچه را که مأمور شده‌ای انجام ده که چشم، گوش و قلبم فدای تو باد...»[1] سپس پیامبر (ص)، علی (ع) را در آغوش گرفت و هر دو گریه کردند و از هم جدا شدند. مشرکان با شمشیرهای برهنه به خانه هجوم بردند، اما علی (ع) را در بستر رسول خدا (ص) مشاهده کردند، گفتند: محمد کجاست؟ علی (ع) فرمود: «مگر او را به من سپرده بودید که از من می‌خواهید؟ کاری کردید که او ناچار شد خانه را ترک کند» در این هنگام به سوی علی (ع) یورش بردند و او را آزردند و سپس از خانه بیرون کشیده، کتک زدند. ساعتی هم در مسجدالحرام زندانی کرده، سپس آزادش کردند.[2] پس از این ماجرا آیه ۲۰۷ سوره بقره در شأن علی (ع) بر پیامبر نازل شد: «وَ مِنَ النَّاسِ مَن یشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ»؛ و از میان مردم كسی است كه جان خود را برای طلب خشنودی خدا می‌فروشد، و خدا نسبت به [این] بندگان مهربان است. (آیه 207 سوره بقره) شاید اگر مشرکان می دانستند علی(ع) تا چه اندازه محبوب پیامبر (ص) است و در آینده نزدیک چگونه در به ثمر نشستن اسلام جانفشانی خواهد کرد آزادش نمی کردند و با کشتن او به هدف خودشان می رسیدند. فرا رسیدن ماه ربیع الاول مبارک باد التماس دعا موج همراه
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[یکشنبه 1396-08-28] [ 10:32:00 ب.ظ ]

تسلیت ...
رسول خدا (ص) خوب می دانست که زمان پرکشیدنش نزدیک شده است. ماه های آخر سخنانش بیشتر به وصیت شبیه بود. در آخرین حج به یارانش فرمود: "مناسك خود را از من فراگيريد، شايد بعد از امسال ديگر به حج نيايم"[1] در بازگشت از همان حج بود که وصی و جانشین خودش را نیز تعیین فرمود. در جای دیگر نیز فرمود: "نزديك است فراخوانده شوم و دعوت حق را اجابت نمايم و من دو چيز گران در ميان شما مى گذارم و مى روم: كتاب خدا و عترتم، اهل بيتم... و خداوند لطيف و آگاه به من خبر داد كه اين دو هرگز از يكديگر جدا نشوند تا كنار حوض كوثر بر من وارد شوند. پس خوب بينديشيد چگونه با آن دو رفتار خواهيد نمود"[2] روز واقعه فرا رسید حال پیامبر (ص) به وخامت گرایید. پيامبر (ص) علی (ع) را نزد خود فراخواند. او را مدتی طولانی در آغوش گرفت تا اینکه بيهوش شد. حسن و حسين (ع) به شدت گريستند و خود را روي بدن رسول خدا افکندند. علي (ع) خواست آن دو را از پيامبر (ص) جدا کند. پيامبر (ص) به هوش آمد و فرمود: "علي جان آن دو را واگذار تا ببويم و آنها نيز مرا ببويند، آن دو از من بهره گيرند و من از آنها بهره گيرم."[3]  رسول خدا (ص) می دانست این دو آقا زاده چه مصیبتی در پیش دارند. خبر داشت از مظلومیت حسن (ع)، از تنهایی اش و از صلحی که مسلمانان نما ها به او تحمیل می کنند و به زهری که جگرش را پاره پاره خواهد کرد. و از حسین (ع) و کربلایش خبر داشت و از سرها و اسیرها و... مُلک وجود غرق در اندوه و در عزاست آغاز صبح غربت زهرا و مرتضاست قرآن عزا گرفته و عترت شده غریب شهر مدینه را به جگر، داغ مصطفاست خون گریه کن مدینه! کز این ماتم عظیم گر آسمان خراب شود بر سرت رواست گشتند انبیا همه چون فاطمه یتیم زیرا عزای قافله سالار انبیاست خلقت چه لایق است که صاحب عزا شود عالم عزا گرفته و صاحب عزا خداست غلامرضا سازگار التماس دعا موج همراه
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[جمعه 1396-08-26] [ 07:16:00 ب.ظ ]

مرگ بر امریکا ...
جانم فدای رهبر
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[جمعه 1396-07-28] [ 08:14:00 ق.ظ ]

امام هادی ...
به متوکل گزارش داده بودند که امام هادی (ع) قصد شورش دارد. او نیز دستور داد تا سربازان غافلگیرانه به منزل امام حمله برند. وقتی سربازان وارد خانه شدند امام(ع) را دیدند که لباسی پشمینه به تن دارد در اتاقی که کف آن از شن و ماسه است نشسته و آیاتی از قرآن را زمزمه می‌کند. امام (ع) را با همان حال نزد متوکل بردند وقتی امام به مجلس متوکل وارد شد، او کاسه شرابی در دست داشت. متوکل آن حضرت را در کنار خود جای داد و پیاله‌ای به طرف او گرفت و گفت: بنوش. امام فرمود: گوشت و خون من به شراب آلوده نشده است. - پس شعری بخوان - کمتر شعر می‌خوانم متوکل  اصرار ورزید و آن حضرت اشعاری خواندند که ترجمه آن اشعار چنین است: *بر قله کوهها به سر می‌بردند و مردان نیرومند نگاهبانشان بودند. *اما قله‌ها کاری برای آنها نساخت. *از پس عزت از پناهگاه‌های خود برون آورده شدند و در حفره‌ها جایشان دادند و چه فرود آمدن بدی بود. *و چون در گور شدند، یکی بر آنها بانگ زد که تختها و تاجها و زیورها کجا رفت؟ *چهره‌هائی که به نعمت خو کرده بود و پرده‌ها جلو آن آویخته می‌شد چه شد؟ *و قبر به سخن آمد و گفت: کرمها بر این چهره‌ها کشاکش می‌کنند. *روزگاری دراز بخوردند و بپوشیدند و از پس خوراکی طولانی خورده شدند. * مدتها خانه‌ها ساختند تا در آنجا محفوظ مانند و از خانه‌ها و کسان خویش دور شدند و برفتند * مدتها مال اندوختند و ذخیره کردند و برای دشمنان گذاشتند و برفتند. منزلهایشان خالی ماند و ساکنانش به گور سفر کردند. زمانی که شعر امام پایان یافت چشم حاضران گریان شد. متوکل که از کثرت گریه صورتش خیس شده بود دستور داد بساط شراب را برچینند. سپس دستور داد امام را با احترام به خانه‌اش بازگردانند.[1] بهره ای از کلام امام: *دنيا همانند بازارى است كه عدّه اى در آن براى آخرت سود مى برند و عدّه اى ديگر ضرر و خسارت متحمّل مى شوند.[2] *مردم در دنيا به وسيله ثروت و تجمّلات شهرت مى يابند ولى در آخرت به وسيله اعمال محاسبه و پاداش داده خواهند شد.[3] تمام زاویه ها را کشیده ای قائم آهای سرو قدِ سرترین سرت سالم غزال "اُم ولد"نور چشم های جواد پدر بزرگ شب قدر-حضرت قائم- پدر:غریب پدر:آشنا پدر:مظلوم پسر:مراد پسر:مجتهد پسر:عالم نشانه های امامت تمام شد وقتی شکفت کنج لبت خالی از بنی هاشم تو با لباس سپیدی و بالباس سیاه برای دیدن تو کعبه می شود عازم درست نیمه ی ذی الحجه بعد حج هر سال تو مَحرمی و حرم می شود تو را مُحرم زیارتی به بلندای جامعه از توست زیارتی که شب قدر می شود لازم زیارتی که خودش هست "محتشم"پرور درست کرده به کرّات "اکبر ناظم" دوتا فقط همه ی راز جامعه ست بگو فقط"بکم فتح الله" فقط "بکم یختم" شاعر: مهدی رحیمی پیروز باشید سید مهدی خدایی موج همراه
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[سه شنبه 1396-06-14] [ 08:29:00 ب.ظ ]

عرفه روز نیایش روز دعا ...
اعمال روز عرفه در مفاتيح الجنان خوشا به حال کسانی که در صحرای عرفات دل به دریای معرفت زده اند. رحمت خدا در این روز آنچنان بر اهل عرفات ریزان است که هیچ دستی نا امید از درگاه خداوند باز نمی گردد. رسول خدا (ص) فرمودند: گناه كارترين فرد در عرفات كسی است كه از آن‏جا باز گردد در حالی كه گمان می‏برد آمرزيده نخواهد شد. [1] و خوشا به حال کسانی که خود را به سرچشمه معرفت، امام ابا عبد الله الحسین(ع) در کربلا رسانده اند که بهره شان کمتر از اهل عرفات نیست. و خوشا آنان که در شهر و دیار خودشان دلهایشان را با معرفت جویان عرفات همراه می سازند. در شب و روز بزرگی که در پیش است تنها بهانه ای کافیست تا باران رحمت و مغفرت خداوند بر ما سرازیر شود. این بهانه می تواند دستی خالی باشد که خاضعانه به پیشگاه خداوند پیشکش می شود. می تواند روزه یا غسل روز عرفه باشد. می تواند دعای با شکوه امام حسین(ع) در روز عرفه باشد. بهترین دعا در این روز دعا برای کسب معرفت امام زمان(عج) است که تنها راه شناخت خداوند است. مردی از یاران حضرت امام حسین (ع) عرضه داشت: ای پسر رسول خدا (ص) پدر و مادرم به فدای تو باد؛ معرفت و شناخت خدا چیست؟ حضرت سید الشهدا(ع) فرمودند: «آن است که اهل هر عصر و زمانی، امامی را که اطاعتش بر آنها واجب است را بشناسند»[2] تسبیحات پیامبر اسلام در روز عرفه دعای امام سجاد در روز عرفه دعای عرفه امام حسین(ع) صلوات روز عرفه اعمال روز عرفه در مفاتيح الجنان جز وصل تو دل به هرچه بستم، توبه بی یاد تو هر جا که نشستم، توبه در حضرت تو، توبه شکستم صد بار زین توبه که صد بار شکستم توبه از بس که شکستم و ببستم توبه فریاد همی کند ز دستم، توبه دیروز به توبه ای شکستم ساغر وامروز به ساغری شکستم توبه از هر چه نه از بهر تو کردم توبه ور بی تو غمی خوردم از آن غم توبه و آن نیز که بعد ازین برای تو کنم گر بهتر از آن توان از آن هم توبه شاعر: ابو سعید ابوالخیر التماس دعا سید مهدی خدایی موج همراه
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[پنجشنبه 1396-06-09] [ 07:20:00 ق.ظ ]


 
 

 
 
فراخوان چی شد طلبه شدم